گلاره

امروز تا همیشه ........
مدیر وبلاگ: گلاره

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ

امکانات جانبی
theme-designer.com
گلاره و دختران آلامتو
ادبی،هنری و...
.جامعه شناسی زن در تاریخ بیهقی(گلاره صیدمحمدی )
نویسنده : گلاره در تاریخ : چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٧ و ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ | +

چکیده

 

برگه های زرین زمان یکی پس از دیگری فرو میریزند و تاریخ کوله بار فراگرد راهش را به پیش میبرد. در این میان زمانی زن به مثابه مادر در تارک این برگه های زرین یابش میابد و گردونهء تاریخ را ترک تازانه میراند و زمانی به گونه ی انسان دست دوم در چهارچوب خانه زندانی میگردد وهمینجاست که از منظر جامعه شناسی غیبت زنان که یکی از بارزتزین جنبه های بافت تاریخ بیهقی است، نمود پیدا می کند.

گرچه این موضوع را نمی توان تنها از ویژگیهای تاریخ بیهقی شمرد، چه بیش و کم در تمامی متون تاریخی دیگر آن زمان نشان چندانی از زنان نیست و در تاریخ بیهقی اشاره به زنان تنها محدود به مواردیست که در مقام مادر، همسر یا معشوق یکی از مردان محل اعتنا قرار می گیرند. حتی بسیاری از این اشارات هم امروز از نظر ما مدح شبیه به ذم اند. اما با این وجود در این کتاب به تعداد نسبتا کمی زن بر میخوریم که در خلال مطالب دیگری که در درجه اول اهمیت قرار گرفته اند، مانند عقد معاهدات صلح، مساله جانشینی سلاطین، سیاست نزدیکی با دول همجوار، از آنان نیز ذکر مختصری بمیان آمده است.

 


چکیده

 

برگه های زرین زمان یکی پس از دیگری فرو میریزند و تاریخ کوله بار فراگرد راهش را به پیش میبرد. در این میان زمانی زن به مثابه مادر در تارک این برگه های زرین یابش میابد و گردونهء تاریخ را ترک تازانه میراند و زمانی به گونه ی انسان دست دوم در چهارچوب خانه زندانی میگردد وهمینجاست که از منظر جامعه شناسی غیبت زنان که یکی از بارزتزین جنبه های بافت تاریخ بیهقی است، نمود پیدا می کند.

گرچه این موضوع را نمی توان تنها از ویژگیهای تاریخ بیهقی شمرد، چه بیش و کم در تمامی متون تاریخی دیگر آن زمان نشان چندانی از زنان نیست و در تاریخ بیهقی اشاره به زنان تنها محدود به مواردیست که در مقام مادر، همسر یا معشوق یکی از مردان محل اعتنا قرار می گیرند. حتی بسیاری از این اشارات هم امروز از نظر ما مدح شبیه به ذم اند. اما با این وجود در این کتاب به تعداد نسبتا کمی زن بر میخوریم که در خلال مطالب دیگری که در درجه اول اهمیت قرار گرفته اند، مانند عقد معاهدات صلح، مساله جانشینی سلاطین، سیاست نزدیکی با دول همجوار، از آنان نیز ذکر مختصری بمیان آمده است.

 


مقدمه

 

در برخورد با مساله جامعه شناسی زن به شیوه جدید، توجه صرف به رویدادهای صرفا نظامی و سیاسی محتمل نیست، بلکه بر جنبه های فکری و فرهنگی و ساختار اجتماعی و تجزیه و تحلیل داده ها نیز تاکید دارد، اما در بحث حاضر داده های ما محدود، مبهم و حتی ناچیز است.  بنابراین، در ارتباط با موضوع این مقاله، تلاش کرده ایم در  هر جای کتاب که سخن از زن گفته شده، از آن سود بجوییم و تصویری از زن درتاریخ بیهقی را هرچند با تکیه بر زنان مشهور خاندان سلطنتی ارئه دهیم.

موقعیت اجتماعی زن در ادوار مختلف تاریخ ایران پس از اسلام، دستخوش تحول بوده است. اما در زمان تسلط ترکان، از این حیث، حالت دو گانه ایی می بینیم: اصولا، اقوام ترک در سرزمینهای اولیهء خود، و با آداب و رسوم بومی خویش به زن اهمیت بسیاری می داده اند و زن دوشادوش مرد کار می کرد. 1

البته وضع در همهء شهرهای ایران و در بین طبقات و خانواده ها یکسان نبود، در بخشهای روستاهای ایران، زنان، آزادی اجتماعی بیشتری داشتند و همگام با مردان و گاه بیشتر از آنان در کشتزارها به کار مشغول بودند. در خانواده هایی که درآمد مالی کم و یا محدودی داشتند. زنان با شرکت در کارگاه های ریسندگی و بافندگی و قالیبافی، سهم به سزایی در تولید این فرآورده ها و بالا بردن درآمد مالی خانواده ها و کشور داشتند؛ اما زنان ثروتمند و اشرافی هیچگونه مسولیت اجتماعی نداشتند و از آزادی زنان فقیر برخوردار نبودند و با همه امکانات مالی، خانه نشین بودند و زندگی اجتماعی آنها بسیار محدود بود. نیرو و هوش ذاتی آنان در راه همچشمی و ستیز با رقیب حرمسرایی خود و طرح و نقشه و نیرنگ و جادوئی که کاربرد مؤثری برای جلب توجه مرد و استواری وضع او داشته باشد به کار گرفته می شد.

 اما گذشته از این، از جهت وضع خاصی که در نحوه حکومت ترکان پیش میاید، قدرت واقعی را غلامان بدست می گیرند، و نزدیکی غلامان بسلاطین و شاهزادگان، روزبروز افزون می گردد، و زنان از جهات مختلف جای خودرا به مردان می بخشند و در نوعی فراموشی فرو می روند. 2

بطور کلی می توان گفت که، دوره ء غزنویان دوره ء زن نبوده است، و از " تاریخ  بیهقی " که آینه زمان است، نمی توان انتظار گرقتن مطالب سرشار و غنی ای راجع به زن داشت. در واقع در تاریخ بیهقی زن خنثی است نه از نظر فرهنگی چیزی بوجود می آورد و نه از نظر تاریخی، اگر از مادرانی نظیر حسنک وزیر یاد می شود بجز بردباریش که بیهقی اشاره ای کوتاه به آن دارد، تحرک و فعالیت آنها را در حد حلوا پختن برای مردان به تصویر می کشد.

 

 

متن

 

عبدالرسول خیراندیش دربارهء دشواریهای مطالعات تاریخی راجع به زنان تاریخ ایران که از جمله آن تاریخ بیهقی است می نویسد:

نیک می دانیم از گذشته تا حال زنان نیمی از اجتماع بشری را تشکیل می دهند. این خود یکی از مهمترین استدلالها به نفع زنان در دفاع از حقوق آنان است. بر همین اساس نیز شکی نمی توان داشت که نیمی از تاریخ تعلق به زنان دارد. حتی نیمهء دیگر تاریخ که تعلق به مردان دارد را با این استدلال که هر مردی از دامان زنی برخاسته و هر مرد بزرگی در کنار خود زن بزرگی داشته می توان متعلق به زنان دانست .... با این حال بی هیج شک و تردیدی تاریخ نگاری ما مردانه است و تقریبا تمامی صفحات تاریخ را مردان به خود اختصاص داده اند .... به هر حال چنین می نماید که نمی توان بسادگی به مسئله حضور زنان در تاریخ و تاریخ نگاری پرداخت. چه بسی وقتی در تاریخ  اینگونه حضور زنان کمرنگ بوده است، پرداختن به جامعه شناسی آنان بسی کار دشوارتریست. 3

آنچنان که در تاریخ بیهقی که تاریخ ناسوتی ماست، غیبت زنان در متن بیهقی  نمادی  ازغیبتشان در عرصه  علنی اجتماع آن زمان است.  بنابراین تاریخ بیهقی و کتابهای مشابه آن را می توان، از این لحاظ، مصداق بارز «تاریخ مذکر» دانست.

زنان در دوران غزنویان حضور اجتماعی و سیاسی کمرنگی داشتند. نقش بانوان در دوره ء غزنویان با وجود اینکه آنها خود ترک بودند، کمرنگ تر از دوره های بعدی بوده است که از جمله علل آن عدم آمادگی مردم ایران و تاثیرپذیری سلطانهای این دوره از قانونهای دین اسلام بوده است. در دوره غزنویان ازدواجهای متقابل سیاسی بسیار رایج بوده است، بدین گونه که فرمانروایان برای آسوده خاطر شدن از جانب حکام دیگر خواهر یا دختر یکدیگر را خواستگاری و به نکاح خود در می آوردند. در این دوره مهریه ها و جهیزیه های بسیار مفصل رایج بود و اغلب دختران با جهیزیه ها و مهریه های کلان به خانه همسران خود می رفتند. در این دوره بانوان بطور کاملا غیر مستقیم نقش خود را همانطور که در سطرهای قبل ذکر شد در برخی مسائل سیاسی مانند مسأله جانشینی پادشاهان و یا عقد معاهدات صلح و نظیر آن ایفا می کردند. ولی از موارد دخالت های غیر مستقیم برخی از بانوان درباری از پشت پردهء حرمخانه می توان به دخالت های خواهر سلطان محمود غزنوی برای به قدرت رسیدن سلطان مسعود اشاره کرد. در دوره غزنویان حرمسراهای حکام پر از زنان عقدی و غیر عقدی و کنیزان بود. تعدادی از آنها که خوشبختر و خوش شانس تر بوده، برای خود مقام و منزلتی داشتند و دارای تشکیلات مستقل و مفصلی بودند و خدمتکاران مختلفی در خدمت خود داشتند. 4

در چند جا، بیهقی، تحت تأثیر معتقدات زمان، به تفاوت بین زن و مرد. و پایین تر بودن زنان از مردان ، اشاره می کند.

 و باز هم مادر حسنک، در آنجا که از او گفتگو بمیان میاورد، با آنکه او را بسیار می ستاید. می گوید: «میان مردان، وزنان، تفاوت بسیاراست.»5 

در خانواده های اشراف، چند همسری و افزون برآن حرمسرا و نگاهداری از کنیزان زیباروی، بخشی از سرافرازی و توانائی سیاسی و اقتصادی مردان بود. بیشتر فرزندان این خانواده ها از مادران اسیر و کنیز به دنیا می آمدند. هم آنجا که مسعود دست سوری را باز می گذارد تا خراسان را از ثروت پاک کند. و در نثارها و هدیه هایی که سوری در جشن مهرگان برای مسعود آورده بود از حد و اندازه  گذشت. چنانچه دو سال بعد او صف با شکوهی از هدایا به ارزش چهار میلیون دینار، به دربار غزنه فرستاد که شامل جام و ظروف طلا و نقره، غلام بچگان و کنیزکان، مشک و کافور، میوه های کمیاب، مرواریدها ، تخته های قالی و جامه های کتانی زیبا بود. بیهقی می نویسد با رسیدن هدایا سلطان شادمانه گفته بودکه: «نیک چاکری است این سوری! اگر ما را چنین دو سه چاکر دیگر بودی بسیار فایده حاصل شدی.»6

 «جرجی زیدان» مینویسد: «در دوره های تمدن اسلامی، بزرگان دین و دولت، کنیزان را به همسری می گرفتند تا آنجا که بیشتر در سده  چهارم و پنجم، و در سالهایی که تاریخ بیهقی به نگارش آمده است نفوذ مذهب و عوامفریبی امراء برسرنوشت زن ایرانی تأثیر بسیار فراوانی گذاشت، که شوربختانه بازتاب اجتماعی تلخ تری داشت و آن خالی بودن تاریخ بیهقی از جایگاه زنان است.»7

و اینجاست که بیراه نیست اگر از منظر جامعه شناسی نگاهی به زنان حرمسرا داشته باشیم. شاید در نخستین نگاه، تصویری که از زنان حرمسرا در ذهن برخی ها شکل می گیرد، تصویری دلپسند از گروهی از زنانی باشد که در کاخهای  مجلل،  زندگانی را به عیش و نوش می گذرانیدند،  لباسهای فاخر می پوشیدند، انواع و اقسام جواهرات به خود میآویختند ،.... اما واقعیت چیز دیگری بود و به غیر از یکی دو تن از زنان مورد علاقهء شاه و یا زنانی که به دلیل رابطه نسبی و موقعیت خطیر خانوادگی ازآسایش و امنیت برخوردار بودند، بقیهء زنان جایگاه مطلوبی نداشتند. در حقیقت حرمسرا زندانی بود که در درون آن زندانیان محترمی جا می گرفتندو بایستی علی رغم ناراحتی و حتی در مواردی نفرت و آزردگی، همواره دعاگوی زندانبان خود و جان نثار او باشند.8

 و می بینیم که زن ایرانی در ازای تاریخ تا پایان سده بیست، در دوران زمامداری هر حکومت و سلسله ای، وسیله ای خوشگذرانی و کامجوئی مردان بود و کمتر فرصت تحصیل و یادگیری به او داده می شد. حرمسرای پادشاهان که تاریخ به بزرگی از آنان یاد می کند، جایگاه هزاران زن اسیر و خانه نشین بود. در زمان پادشاهان غزنوی، باده گساری و زن بارگی بخش عمدهء زندگی آنان بود. روشن است که زندگی امرا و اشراف نیز جز این نبود، با اینهمه، گاه زنان لایق و کاردانی در تاریخ دیده شده است؛ که بیهقی در کتاب تاریخیش با ظرافت و باریک بینی  به آن اشاره کرده، مادرسلطان مسعود که برای به پادشاهی رسیدن پسرش نقش سیاسی مهمی ایفا کرده است.9

جنگ و ستیز پادشاهان برای دستیابی به سرزمینهای دیگر و اندوختن مال و ثروت بیشتر همیشه با آدمکشی و ربودن زنها و دختران و جا به جایی و به اسارت بردن آنان همراه بوده است. در تاریخ بیهقی می خوانیم: «در لشکر کشی محمود غزنوی به خوارزم، پس از پیروزی،  صف اسرا از خوارزم تا غزنین و هند ادامه داشت.»

دربین اسرا، زنان و دختران فراوانی بودند که با جا به جایی آنان، تنش و بی قراری و آشوب اجتماعی پایه گذاری می شد در این راستا علی رضا قلی می نویسد:

«زنی که در خوارزم مادر است و در غزنین کنیز و هم خوابه ای اجباری، هیچ حس تعلق و عنایتی نسبت به جامعه نخواهد داشت و فرزندان او در غزنین و خویشاوندان احتمالی ش در خوارزم پیوسته در پی فرصت غارت و تخریب و آتش زدن تمام نهادهای حکومتی خواهند بود؛ و این چیزی جز تخریب کلیه ی روابط اجتماعی به وجود نخواهد آورد.» 10

در بیهقی از زنانی یاد می کند که با وجود خردمندی و فرهیختگی ابزار سیاسی مردان قرار می گرفتند اما خود نقش سیاسی مستقل نداشتند، او در بیان حکایت مغضوب شدن اسپگتین غازی شرح می دهد که بدخواهان وی چگونه نام او را نزد سلطان مسعود تباه کردند و سپس با فریفتن و پیک کردن زنی او را از مرکز قدرت راندند.

وهم آنست که با گواهی به مادر حسنک وزیر نقش اجتماعی زنان را زنده نگه می دارد. آنجا که خبر به دار کشیدن پسرش را به او گفتند خم به ابرونمی آورد و با اخلاق و رفتار و برخوردهای مناسب و درست دل دشمنان را به درد می آورد واین زن که جسور، بی باک، تودار، پرتوان و مسلط برخود، بردبار، مقاوم، نستوه، خستگی ناپذیر، در برابر دشمنان، مقاوم چون کوه، استوار، راست قامت چون سرو «زنی بود سخت جگرآور، چنان شنیدم که دو سه ماه از وی این حدیث را نهان داشتند. چون بشنید جزعی نکرد. چنان که زنان کنند. بلکه بگریست به درد. چنان که حاضران از درد وی خون گریستند.

گفت: بزرگ مردا! که این (حسنک) پسرم بود که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان.» و این سخن تا هنوز که هزار سال از آن میگذرد؛ بازتاب سترگی، در دهلیز تاریخ پژ‍واک میافکند.11

همچنین در باب انتقام جویی مودود که وی پسر ارشد مسعود بود. درکتاب بیهقی در باب مذاکرات طولانی بر سر طرح ازدواج مودود با شاهزاده خانمی قراخانی که بخشی از استراژی عمدهء مسعود در بدست آوردن اتحاد قدرخان یوسف، صاحب کاشغر و ختن و جدا ساختن او از برادر و رقیبش در ماوراء النهر (و نیز دشمن غزنویان)، یعنی علی بن حسن یا هارون بغراخان،  معروف به علی تگین بود اطلاعات فراوانی وجود دارد. از اوایل سال 422ق/ 1031م مذاکرات بر سر ازدواج خود مسعود با شاه خاتون، دختر خان و مودود با دختر بغراتگین سلیمان  (بعد ها ارسلان خان که در صفحات آخر کتاب بیهقی بکرات از وی نام می رود) پسر ارشد و وارث تاج و تخت خان آغاز گردید، کارها بسیار بکندی پیش می رفت و عاقبت عروس دلخواه مودوددر سال 425 / 1032م که به غزنه می آمد در میانه راه در گذشت. 12

و نیز از وصلت های دیگر، که بسبب مقاصد سیاسی انجام گرفته است، و در کتاب تاریخ  بیهقی آمده است. خواستگاری مسعود از دختر باکالیجار می باشد. باکالیجار از امرای بزرگ گرگان و طبرستان در دولت آل زیار، در قرن پنجم بود. که بعد از پدرش به بامارت رسید. او برای اینکه دوستی و اطاعت خویش را بر مسعود محرز گرداند، و در امیری باقی بماند قرار گذاشت که دخترش را از گرگان برای مسعود بفرستد. بیهقی می گوید: او را با هدایای بیشمار، بنزد سلطان مسعود فرستاد، و اظهار اطاعت کرد. مسعود نیز ظاهرا  از جانب گرگان و طبرستان نگران بود و می ترسید که اگر با کالیجار آنجا نباشد، امرای دیگر طبرستان  بر آنجا چیره شوند و با اتحاد دیلمیان اصفهان و همدان همه آن نواحی از دست برود. از اینرو، با آنکه  حرصش به مال دنیا او را بر آن داشت که  مال ضمان گذشته را به اضافه مالهای دیگر از او بخواهد، دخترش را خواستگاری کرد، تا هم باکالیجار از حمایت مسعود مطمئن شود و هم امرای دیگر طبرستان از این وصلت حساب گیرند و خیال مخالفت در سر نپرورانند. ابن اثیر می گوید که این کار برای «استمالت» بوده است. 13

اما در موارد دیگر، در تاریخ بیهقی شاهد رویه یی باز هم موافق روح زمان و البته امروزه غیر قابل درک برای معاصرین هستیم و آن موقعیت زن در ساختار روایی در بیهقی ست. در تاریخ بیهقی  همانطور که بارها گفته شده است. زن چندان مطرح نیست، نقش او یا به پختن غذاهای  خوش مزه از جانب جده ی عبدالغفار برای مسعود خلاصه می شود یا در حد،  برقراری جریان حسنه ی سیاسی بین امراست و یا رقاصه ای مجالس رقص مسعود و سایر بزرگان است و یا در منتهای عروج انسانی مثل مادر عبد الله زبیر با خصوصییاتی شبیه مادر حسنک . نکته ی اساسی این است که در بسیاری از اوراق تاریخ و ادب ما وقتی زنان صاحب نقش می شوند که فرزندی داشته باشند و آن وقت است که معرفه به اضافه می شوندو اگر خوب دقت کنیم، ایفای نقش آن ها منحصر به همین لحظات بحرانی و یا شاید مکاری های سیاسی  و مصلحتی باشد. اگر هم زنانی غیر از این موارد معرفیتی کسب کنند، باید حتما عارفه ای تارک دنیا هم چون رابعه عدویه باشند نه هم چون رابعه قزداری و یا قرة العین  و امثالهم. حتا توصیفات زنان در بیهقی ،حتا همان هاکه قابل وصفند ، بسیار موجز است. ترکیباتی هم چون زنان شریف ، حره، خاتونة پارسا، خویشتن دارة قرآن خوان که بیش از آن که وصف باشد، بیانگر موقعیت اجتماعی وابستگان ایشان و یا نگاه جامعه به زن مطلوب است. حتا کار بدان جا می کشد که معاشقه با مذکر در ادبیات و تاریخ ما جای زن را در این مورد هم اشغال می کند و خود بیهقی در ذکر وقایع یوسف عموی مسعود از طغرل غلام او قد، رنگ، ظرافت، لیاقت و ماهرویی او یاد می کند و می گوید تا آن گاه که شب سیاه به روز سپیدش تاخت، نیاورده بود و آفتابش را کسوفی نیفتاده بود ( یعنی ریش در نیاورده بود) یوسف اور ا گرامی می داشت و پس از آن برایش زن خواست! و تکلف های بی محل کرد. البته در این مورد هم باید گفت ، بیهقی ادامه دهنده ی راه نیاکان و تفکری ست که انگار همزاد تمام ماست. 14

 

نتیجه

 

در یک کلام بیهقی نه «گزارشگر حقیقت» که گزارشگر روایت خاص از حقیقت یک جامعه بود و این روایت به اقتضای منافع خصوصی و محدودیت های تاریخی زمان او شکل پذیرفته بود. به جای آنکه در متنی چون تاریخ بیهقی نگرشی تمام گر، یکدست و یکپارچه به دنبال زن و مسائلی غیر از آن سراغ کنیم . باید، به گمانم، در جستجوی گسست های آن باشیم و ببینم کجا و چرا آن ظاهر و زبان یکدست، آن «حقیقت»، به واقعیت ها و روایت های  متکاثر و گاه متضاد ره می سپرد. در یک کلام، باید «حقیقت» بیهقی را به محک تاریخ آن روز و امروز بزنیم و با کندوکاو در «زوایا و خبایا»ی آن، بافت پیچیده زن و هر چیز دیگری را در جامعه آن روز را باز شناسیم. زبان بیهقی پر از ابهام و پرده پوشی و دو گانه گویی ست و همین زبان بر روایتش از حقیقت هم سایه انداخته است و انگار مصداق همه این نکات را آنجا  می توان سراغ گرفت که در آن دوران ، بهترین زنان  را با خرد و اندیشه و تفکر و تعقلشان محک  نمیزدند؛ بلکه بهترین زنان آنان بودند که خود را از مردان پنهان دارند و پای به بیرون و بام نگذارند..... 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت ها

 

1 . یادنامه ابوالفضل بیهقی،ص 69

2. همان،ص 70

3. سیری در دشواریهای مطالعات تاریخ ی راجع به زنان در تاریخ ایران، ص 3

4. تاریخ غزنویان، ص 173

5. تاریخ بیهقی، ص193

6. تاریخ تمدن اسلام ص 986

7. تاریخ غزنویان، ص84

8. زن در تاریخ نگاری ص40

9. مقاله دکتر درخشنده صادقی

10. تاریخ بیهقی  به کوشش دکتر علی اکبر فیاض،صص 128- 129

11. همان ص 189

12. تاریخ غزنویان، ص 310

13. ابن اثیر، ص 442

14. .ماهنامه حافظ، مقاله غلام رضا باطنی ص 40

 

 

کار مایه ها

 

1. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت 1965- 1966.

2. باسورث کلیفورد ادموند، تاریخ غزنویان ، ترجمه ی حسن انوشه، جلد اول و دوم، انتشارات امیر کبیر ، چاپ چهارم، تهران1384 .

3. بیانی شیرین ، مقاله زن در تاریخ بیهقی، یادنامه ابوالفضل بیهقی، مجموعه سخنرانیهای مجلس بزرگداشت بیهقی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 171، چاپ دوم ، مشهد 1374.

4. بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین، تاریخ بیهقی، تصحیح دکتر علی اکبر فیاض، به اهتمام محمد جعفر یاحقی، انتشارات دانشگاه فردوسی، چاپ چهارم ، مشهد 1383.

5. «تاریخ بیهقی،غلام رضا باطنی»، ماهنامه حافظ،شماره 30،( تیر  ماه 1385) .

6. حمیدی( صادقی) ، درخشنده،  مقاله زن در تاریخ اسلام ،  جامعه شناسی زن در تاریخ بیهقی، سایت گوگل.

7. «سیری در دشواریهای مطالعات تاریخی راجع به زنان در تاریخ ایران»،کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، سال 6 ، ش  3(دی ماه 1381 )، (شماره پیاپی 63).

8. غفاری فرد،عباسقلی، زن در تاریخ نگاری، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول،تهران 1384 .

 

 



برچسب ها :





.

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ